31- ترکه ميره مسابقه بيست سوالي، رفقاش از پشت صحنه بهش ميرسونن که: جواب برج ايفله، فقط تو زود نگو که ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، ترکه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. ترکه ميگه:...ها! پس حتماٌ برج ايفله!
32- ترکه ميره مسابقه بيست سوالي، رفقاش از پشت صحنه بهش ميرسونن که: جواب خياره، فقط تو زود نگو که ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، ترکه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. ترکه ميگه: بابا اين عجب خيار گندهايه!
33- ترکه ميخواسته تو يک ادارة دولتي استخدام شه، ميبرنش گزينش. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما وقتي ميخواين وارد مستراح شيد، با پاي راست وارد ميشيد يا با پاي چپ؟! ترکه هول ميشه، ميگه: ايلده شما منو استخدام کنيد، من با سر وارد ميشم!
34- عمليه شب جمعه نشسته بوده تو حياط واسه خودش بساط ميزوني جور کرده بوده و تو حال بوده، که يهو يک توپ از آسمون مياد ميزنه بساط منقل و وافورش رو به گند ميکشه. خلاصه بدبخت صاب وافور همينجوري هاج و واج نشسته بوده داشته به شانس گند خودش لعن و نفرين ميفرستاده، که يهو صداي زنگ در بلند ميشه و حالا زنگ نزن کي زن! گ بزن! جناب عملي با هزار بدبختي، خودشو ميرسونه دم در، ميبينه پشت در يک بچه ده-يازده ساله واستاده، هي داد ميزنه: توپم...توپم! يارو خيلي شاکي ميشه، ميگه: اي بي ظرفيت! بابا خوب منم توپم... ديگه نميام کاسه کوزه مردم رو بهم بزنم که!
35- ماشين ترکه رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش! يهو ترکه داد ميزنه: هيچ خودشو ناراحت نکنيد.. هيچ غلطي نميتونه بکنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟ ترکه ميگه: ايلده من شمارشو برداشتم!
36- ترکه ميافته تو چاه، فاميلاش سند ميگذارن درش ميارن!
37- ترکه ميره قنادي، ميگه: ببخشيد کيک هفتاد طبقه داريد؟! يارو ميگه: نخير نداريم. فردا دوباره ترکه مياد، ميپرسه: شرمنده، کيک هفتاد طبقه داريد؟ باز قناده ميگه: نخير نداريم. خلاصه يک هفته تمام هر روز کار ترکه اين بوده که بياد سراغ کيک هفتاد طبقه بگيره و قناده هم هرروز جواب ميداده که نداريم. آخر هفته قناده &#! 1576;ا خودش ميگه: اين بابا که مشتري پايس... بگذار يک کيک هفتاد طبقه براش بپزيم، يک پول خوبي هم شب جمعهاي بزنيم به جيب. خلاصه بدبخت قناد تمام پنج شنبه-جمعه رو ميگذاره يک کيک خوشگل هفتاد طبقه رديف ميکنه. شنبه اول صبح ترکه مياد، ميپرسه: ببخشيد، کيک هفتاد طبقه داريد؟! يارو با لبخند بر لب ميگه: بعله که داريم، خوبشم داريم! ترکه ميگه: قربون دستت، 500 گرم از طبقة بيست چهار ! 5;ش به ما بده!
38- پرچم عربستان رو به ترکه نشون ميدن، ازش ميپرسن: اين پرچم کجاست؟ ترکه يوخده فکر ميکنه، ميگه: پرچم اسپانيا! ملت جا ميخورن، ميگن: آخه چرا اسپانيا؟! ترکه ميگه: ايلده خودتون نگاه کنيد، روش نوشته: الالهلالهلالا!
39- ترکه سوار هواپيما ميشه، ميشينه کنار دست يک پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يک مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شکلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از ترکه ميپرسه: شما چي؟ ترکه مياد تريپ رفاقت بگذاره، ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسي! 85; داره، باهم ميخوريم!
40- ترکه کارت تلفن ميخره، عجالتاً اول ميده پرسش کنن!